Those who Love @ First sight are Traitors @ Every Glance
ما را سر تازیانه ای بس باشد
آهاي خدا نشستي اون بالاها،
گمون كنم به ريش ما ميخندي
هنوز در فكر آن غنچهي نارس بهار بودم كه برف باريدن گرفت،
باريدن مدام...
چندان كه بعد از آن هرچه تكاندم موهايم را ،
دانههاي برف بر زمين نريخت....
این من که می بینی من یک سال پیشم نیست..
.
.
پیداست این از چهره ام...
از رنج بسیارم...
.
زَر زري يا زري تيتا گفتنش هيچ رقمه نميتونه جاي زهري يا ميگذرد روزگار تلختر از زهرا گفتناتو بگيره L
بارد چه؟ خون. كه؟ ديده . چِسان؟ روز و شب. چرا؟ / از غم، كدام غم ؟ غم سلطان اوليا.
نامش كه بُد؟ حسين. ز نژاد كه ؟ از علي / مامش كه بود ؟ فاطمه. جدّش كه ؟ مصطفي.
چون شد ؟ شهيـد شد. به كجا ؟ دشت ماريه. / كـِي ؟ عاشـر محـرم. پنهــان ؟ نه ، برملـا.
شب كشته شد؟ نه، روز. چه هنگام؟ وقت ظهر./ شد از گلو بريده سرش؟ ني، ني، از قفا.
سيراب كشته شد ؟ نه. كَس آبش نداد؟ داد. / كه؟ شمر. ازچه؟ چشمه؟ ز سرچشمه فنـا.
مظلـوم شد شهيد؟ بلي. جـرم داشت؟ نـه. / كارش چه بُد؟ هدايت. يارش كه بُد؟ خــدا.
اين ظلــم را كه كرد؟ يزيــد. اين يزيـد كيسـت؟ / ز اولاد هنـد. ازچه كس؟ از نطفهي زنــا.
خود كـرد اين عمل؟ نه. فرستاد نامهاي./ نزد كه؟ نزد زادهي مرجانه دغـا.
ابنِ زيـاد ، زادهي مرجانـه بُد؟ نعـــم. / از گفتهي يزيد تخلف نكــرد؟ لا .
اين نابكار كشت حسين را بدست خويش؟ / نه او روانه كرد سپه سوي كربلا.
ميرِ سپه كه بُد؟ عمرسـعد. او بُريد / حلق عزيز فاطمه؟ نه، شمــر بي حيا.
خنجـر بريد، خنجـر او را نكرد شــرم؟ / كـرد . ازچه پس بريد؟ بپذيرفت از قضــا.
كَس كشته شد هم از پسرانش؟ بلي، دو تن/ ديگر كه؟ نُه برادر ديگر كه اقربا.
ديگر پسر نداشت؟ چرا داشت. آن كه بود؟/ سجاد چون بد او به غم و رنج مبتلا.
ماند او به كربلاي پـدر؟ نِي به شـام رفت. / با عزّ و احتشـام؟ نه با ذلت و عنـا.
تنها ؟ نه با زنان حـرم. نامشـان چه بود؟/ زينـب، سكيـنه، فاطمـه، كلثـوم بينـوا.
بر تن لباس داشت؟ بلي گرد رهگذار. / برسر عمامه داشت؟ بلي چوب اشقيـا.
بيمار بُد؟ بلي. چه دوا داشت؟ اشك چشم/ بعد از دوا غذاش چه بُد؟خون دل،غذا.
كَس بود همرهش؟ بلي اطفال بي پدر. / ديگركه بود؟ تب كه نمي گشت ازو جدا.
از زينـب و زنان چه بجا مانده بُد؟ دو چيز ؛ / طوق ستـم به گردن و خلخال غم به پا.
گبـر اين ستـم كند؟ نه. بت پرسـت؟ نه. فريـاد از اين جفـا !
قاآني است قايل اين شعرها؟ بلي/خواهد چه؟رحمت. از كه؟ زحق. كِي؟ صف جزا.
يعني بايد باور كنم ديگه نيستي
يعني بايد باور كنم؟
چجوري ميتونم اونهمه خاطراتتو
يه شبه پرپر كنم
يه من
يه تو
يه فاصله؛
نه نشد.
يه فاصله
يه تو
يه من؛
نه نشد.
يه تو
يه من
يه فاصله؛
نه نشد.
يه من
يه تو
بي فاصله؛
حالا شد.
گريهي يه مرد ديوونهم ميكنه. ـ اصلنم مهم نيست که پشت تلفن باشه ـ
ميگه هرروز اینجارو ميخونه... میگه عكسمو گذاشته دسكتاپ... نيگام ميكنه...اما چرا حس نميشه؟
شايد من بي غيرت شدم... شايد سنگ... خودش خواست آخه... چرا الان پشيمونه پس؟
باز هم کم آور دی
لطفا برنگرد
برو
اصلا بیا فراموش کنیم هرچی که بوده
بیا هی گهگاه دلای همدیگه رو نلرزونیم
بذار راحت سنگ بشن
بسترم
صدف خالي يك تنهايي است
و تو چون مرواريد
.I wanna feel you in my arms again
با من رازی بود، که به کـو گفتم
با من رازی بود، که به چـا گفتم
تو راه دراز ، به اسـب سیا گفتم
بیکس و تنها، به سنگای را گفتم.
□
با راز کهنه، از را رسـیدم
حرفی نروندم، حرفی نروندی
اشکی فشوندم، اشکی فشوندی
لبامو بستم، از چشـام خوندی
آسمون بغضتو بشکن.. اون دیگه برنمی گرده...
نفسای گرمش امشب همنفس با خاک سرده......
باران باش ؛
هیچ کس به باران عادت نمیکند .
هر وقت بیاید ،
خیس میشوی.....
هرعشقي ميميرد ...خاموشي ميگيرد... عشق تو نميميرد...
باور كن بعد از تو ... ديگري در قلبم... جايت را نميگيرد....
v ماهي شده بود باورش
v تــور اگه بندازن سـرش
v ميشه عـروس ماهيا
v شاهماهي ميشه همسرش
v ماهيـه باورش نبـــود
v تور اگه بندازن سرش
v نگاه گرم ماهيگير
v ميشه نگاه آخرش.
v .
v .
v .
v ميشه نگاه آخرش..
v ............
· يك روز صرفِ بستنِ دل شد به اين و آن
· .
· .
· .
· روز دگر به كندنِ دل زين و آن گذشت....
ناگهان.....
چقدر دير شد...........
چقدر...
حيف شد.........
بخاطر من نرو
به عشقمون تكيه كن
بغضـتو بشـكن آروم
اگه ميخاي گريه كن
بخاطر مـن بگـو
بگو هرگز نميري
بگو كه موندگاري
حرفتو پس ميگيري
بخاطر من بخند
بخاطر من......
روزاي خيلي خيلي بديه.....
· روي خندههات حســـاب كرده بودم .....
· هنوزهم روي خندههات حساب ميكنم.