روياهايم را كفن كن. هي زخم به واژه هاي بكرم بزن. هي دروغ بگو. هي ديگرانِ ناخوانا را چشم بدوز. خوانا ترين كاغذي كه ميتواني تا هميشه سياهش كني منم. سكوت، كلمه، پرواز، بيقراري باور كن؛ در حوصلهي من و پنجره و ستاره نيست بازهم صبــر كنيم.
+ دوشنبه 27 شهریور1385 ----
عمريست لبخندهاي لاغر خودرا در دل ذخيره ميكنم باشد براي روز مبادا هر روز بي تو روز مباداست...
+ شنبه 18 شهریور1385 ----
هيچي نگو. تقصير منه. تقصير توئه. هيچي نگو. برو فقط برو. هيس **** بگذار فراموشي از همين لحظه آغاز شود. ميرم چايي بريزم.................. ميخوري؟
+ سه شنبه 14 شهریور1385 ----